بدترین جمله برای زمانیه که میگی چی فکر میکردیم و چی شد... کافیه بنده اراده کنم که یک سال رو خوب درس بخونم برای کنکور؛ اونوقته که ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم میدن که من نتونم درس بخونم... اون از اول مهری که به سختی استارت زدم... اون از تظاهرات ۲ آبان که به مدت سه الی چهارروز کلاسا تعطیل شد و همه از استرس و فشار روانی بالا نتونستیم چندروز درس بخونیم... اون از به دنیا اومدن هلما خانم و مریضی مامان... که قشنگ یک ماه از پا انداختم... بعدشم که ترور حاج قاسم سلیمانی و افسردگی محض من... حالاهم که جناب کرونا...
راستش فکر میکردم کلاسا که تعطیل بشه میتونم با قدرت بیشتری درس بخونم و تایم مطالعمو بیشتر کنم... ولی از تعطیل شد تنبلی منم شروع شد... از روزی ۱۴ ساعت خوندن رسید به ۱۰ ساعت... حالا که کلاسا آنلاین شده باید مثلا وضعیت بهتر باشه؛ بدتر شده... پای سیستم خوابم میگیره... قطعی اینترنت کلافه میکنه آدمو... شارژ کردن لپ تاپ که به کنار...
خلاصه که وضعیت درسی بهتر نشده... همون شکل مونده... ولی قراره از فردا پر قدرت تر ادامه بدم... اسفنده شوخی که نیست... دم کنکور داره میشه...
بدخوابی هم که الان زده به سرم دیگه دیوونه دارم میشم... نمیدونم هم هیجکاری نمیکنم هم وقت نمیکنم کاری انجام بدم... دلیلش چی میتونه باشه؟؟؟ واقعا وقت سرخاروندن ندارممممممم
تو خونه هم که رسما قرنطینم... بابا هم هر دوری میخوره ضدعفونیمون میکنه... حس میکنم وسواس پیدا کردم... به هرچیزی دست میزنم بعدش باید اینقدر دستمو بشورم که خودم خسته بشم... حالا این شوخیه که میگن ۱۸ و ۸۱ کف دستم پاک شده... ولی من واقعا بس دستامو شستم کلا پوست ول کرده... حساسیت زیادی خوب نیست، ولی بابائه دیگه، کاریش نمیشه کرد... همش میگه مگه من چندتا بچه دارم بذارم ازدست بره؟... شما اگه سرتون درد بگیره من میمیرم... تا میتونین مواظب باشین...
احتمالا تا بعد عید که دوباره کلاسا حضوری بشه شماره چشم من دوسه تایی بره بالا.. همین حالاهم احساس کوری میکنم... ولی خدایی دلم برا استادامون تنگ شده ها... اینقدر کنارشون بودیم قدر نتونستیم که حالا باید از پسکامپیوتر نگاهشون کنیم...
اما خدایی ملتی مسخره تر از ما نیست... تعطیلمون کردن بشینیم تو خونه، پاشدیم رفتیم شمال... حالا شمال قابل قبول... دیگه بوشهر چرا؟؟؟؟... ورودی بوشهر ۴۰ درصد افزایش داشته... کنار دریا که رد میشی همینجور چادر مسافرتیه کهمیبینی... حالا همیشه هوای بوشهر گرممممممم تو این اوضاع و احوال که نیاز به گرمی و آفتاب سوزناک داریم، کاهش دما داره تشریف فرما میشه... خدایاااا وه چه زونی بوگوم؟ تش باد کو بسی کن نه...
خب وظیفه خودم میدونم که از همه پرستاران چه اونایی که در معرض کرونا و مرتبط با افراد کرونایین، چه اونایی که نیستن تشکر ویژه کنم... البته از اینجا که مطمئنا نمیخونن، ولی خودم دلم خوشه که یه تشکری کردم... واقعا دارن از جونشون میگذرن و مایه میذارن... خدا اجرشون بده...
خدایا مارو از شر این کرونای گور به گوری نجات بده که بدجور حالمونو گرفته...
راستی دوستان کنکوری، با این وضعیت به نظرتون تاریخ کنکور عقب نمیفته؟؟؟